محمد ابراهيمى وركيانى
83
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
شب شعر در مكه عثمان بن مظعون شجاعانه به همهجا رفتوآمد داشت . او هنگامى كه شنيد لَبيد شاعر بزرگ عرب اشعار خود را در مجلسى خواهد خواند ، مانند بسيارى در اين مجلس شركت كرد . لَبيد قصيده لاميه خود را - كه از شاهكارهاى شعر عربِ قبل از اسلام بشمار مىآيد - قرائت كرد اين قصيده كه به نقل از برخى ، پيامبراكرم ( ص ) دربارهء اين شعر اول آن قصيده فرمودهاند : « اصدق شعر قالته العرب . » مطلع آن چنين است : الا كل شيء ما خلا الله باطل * و كل نعيم لا محالَه زائل با قرائت مصرع اول ، عثمان بن مظعون مانند همه حاضران ، « لبيد » را تشويق كرد و تصديق نمود كه همهچيز جز خداوند متعال فانى و زوالپذير است ، ولى بههنگام قرائت مصرع دوم كه همه نعمتها را نابودشدنى دانست - كه اين درحقيقت بهمعناى انكار معاد بود - عثمان بر خلاف ديگران آن را تخطئه نمود و اعلام داشت كه اين سخن تنها دربارهء نعمتهاى مادى دنيوى صادق است ، اما نعمتهاى اخروى در بهشت به ارادهء الهى ، ابدى و هميشگى خواهد بود . لبيد كه چنين واكنشى را انتظار نداشت ، متعجب شد ، ولى با تشويق حضار شعرش را دوباره خواند و در بار دوم نيز تنها عثمان بود كه نسبت به مصرع دوم اعتراض داشت . از همينرو ، يكى از حاضران سيلى محكمى بر صورت عثمان نواخت كه بلافاصله يك چشم او كبود گرديد . وليد بن مغيره كه در مجلس حاضر بود ، به عثمان گفت اگر تمايل دارى ، باز هم مىتوانم تو را پناه دهم ، اما عثمان با رد پيشنهاد وليد اظهار داشت كه دوست دارم چشم ديگرم نيز به چنين افتخارى نايل آيد . سرگذشت مهاجران به حبشه حضور مسلمانان در مكه بهتدريج دشوارتر مىشد و به همين دليل گروهى كه از حبشه آمده بودند ، همراه جمع بزرگترى به حبشه بازگشتند . مردم مكه كه در آغاز ، مهاجرت مسلمانان را